محمود نجم آبادى

158

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

نهان بود چند از دم اژدها * بفرجام هم زو نيامد رها بكشتى و مغزش برون آختى * مر آن اژدها را خورش ساختى " مطالب بالا از نظر روشن شدن بيمارى و علل و عوامل آن ، همچنين مطالعه كنندگان در برابر آنها لازم به نظر مىرسيد " . حال مىگوئيم : در اوستا كتاب مقدس زرتشتيان كه شامل چندين قسمت است ( شرح مفصل تمام قسمت‌هاى اوستا و همچنين تفسيرها و ساير موضوعات آن را بعدا ضمن فصل زرتشت و تعاليم وى خواهيم ديد ) و همچنين ساير كتب مذهبى و آن دسته از اين كتب كه از دوران ساسانيان ترجمه و برگردانده شده است ، شامل قسمتهائى درباره امور طبى و بهداشتى مىباشد . همانطور كه در صفحات قبل مذكور افتاد ، چنين به نظر مىرسد در ايران باستان بهداشت برتر از درمان بوده است . اما موضوع حلول ارواح خبيثه در ابدان آدمى در اغلب كتب مذهبى آمده است و به‌مانند آن است كه در اين مطلب اديان ما قبل از اسلام متحد الكلمه مىباشند . در اينجا بىتناسب نيست كه متذكر گرديم در ابتداى كتاب كه از طب اغلب اقوام و ملل سطورى چند به رشته تحرير درآمد ، از طب انجيلى سخنى نرفت ، علت آن بود كه طب انجيلى و تعاليم حضرت مسيح ( ع ) مدتها در ميان اقوام مختلفه رسوخ كامل نيافته بود ، از آن گذشته مسيحيان اولى همان كليميانى بودند كه به آئين مسيح ( ع ) درآمده و وى را همان نجات‌دهنده مىدانستند . آن دسته از كليميان كه بر سنن و اعتقادات سابق باقى مانده كليميانى هستند كه تاكنون باقى مانده‌اند . حلول ارواح خبيثه در بدنهاى انسانى در اغلب كتب مذهبى ( ما قبل اسلام ) و همچنين تذكره‌ها و تواريخ ديده مىشود . در طب انجيلى هم درباره علت مرض و جا -